مصاحبه با روزنامه کیهان پیرامون سند چشم انداز حرکت های جهادی
56 بازدید
موضوع: مدیریت
نحوه تهیه : فردی
تعداد شرکت کننده : 0

حجت الاسلام محمدعلی اخوان، مسئول حوزه مطالعات جهادی و مسئول شورای اندیشه ورز دفتر مطالعات راهبردی حرکت های جهادی با استناد به صحبت های مقام معظم رهبری توضیح می دهد: «خودسازی جهادی باید در بینش، گرایش و رفتار جهادگران نمود پیدا کند و این خودسازی رکن اصلی فرهنگ سازی برای ظهور امام زمان(عج) است.
خدمت رسانی اجتماعی نیز در دو بعد مادی و معنوی رخ خواهد داد. از یک منظر ما سازندگی دادیم و از منظر دیگر در بعد معنوی مردم با دیدن تلاش گروه جهادی به خودشان می آیند و فرهنگ کار و تلاش را گرفته به جوشش و خروش درخواهند آمد. به اصطلاح خودشان را باور کرده و یأس از آنها دور می شود.»
وی با بیان این که آقا فرموده اند این حرکت باید به قله های عالی انقلاب برسد و زمینه ساز آن تحول بزرگ جهانی برای ظهور آقا امام زمان(عج) باشد، شعارهای اصلی حرکت های جهادی را دو شعار زندگی جهادی، الگوی جهانی و حرکت جهادی کارگاه تمرین مدیریت جهانی عنوان کرده و می گوید: «سند راهبردی حرکت های جهادی کاملا تخصصی تدوین شده و در آن کارشناسانی حضور داشته اند که خود زمانی اسناد مجمع تشخیص مصلحت نظام را تدوین کرده بودند

...

دلایل تدوین سند راهبردی حرکت های جهادی و اثرات آن(بخش نخست) درنای آرزوهایمان روی موج خودسازی اوج می گیرد 

سرم را به شیشه اتوبوس تکیه داده و خوابم می برد. در رویا یک درخت بزرگ می بینم که بچه های روستا دورش حلقه زده اند و آرزوهایشان را روی تکه ای کاغذ نوشته و به سرشاخه های درخت گره می زنند. گویی هزار درنای کاغذی بر سر شاخه ها نشسته باشند.
تمام روز ذهنم درگیر یافتن سوژه جدیدی برای گزارشم است. با ترمز شدید اتوبوس رویاهایم در فاصله رفت و برگشت، پر می زنند. روی شیشه غبار گرفته اتوبوس با نوک انگشتم پرنده ای می کشم و از جای خالی بال هایش به مغازه و مردم غرق روزمرگی ها خیره می مانم. باران صورت شهر را نم می زند.
روی صندلی روبه ر ویی دو دختر دانشجو مشغول گپ زدن هستند. یکی به دیگری می گوید: «فقط اگر خواستی خاطره بنویسی به بچه ها بگو ما آن جا آجر بالا نمی انداختیم، ما کار فرهنگی می کردیم!»
دوستش که زیرزیرکی می خندد می گوید: «ولی زهرا! اردوی خیلی خوبی بود. من که تا به حال برای آن همه بچه 4، 5 ساله مادری نکرده بودم. شعری را که به آنها یاد دادم قشنگ بود؟!»
- چرا، خیلی قشنگ بود!
- ولی حس می کنم کارم زیاد اهمیت نداشت.
- چرا اهمیت نداشت؟! سر بچه ها را گرم کردی، مادرهایشان هم در کلاس احکام حاضر شدند. خیلی هم مهم بود. مهم نیست که چه گوشه ای از کار را بگیریم، مهم کمک به هدف گروه است.
دوباره صورتم را به شیشه اتوبوس می چسبانم و رویای درخت و بچه های روستا برمی گردد. حالا درنای رویاهایم دوباره جان گرفته و سوژه جدید گزارشم را یافته ام.
موضوع: یک فصل عاشقی در خیمه اردوهای جهادی.
در جایگاه مسئول به همراهی یکی از بچه های باسابقه اردوهای جهادی به جهت سرکشی و ارزیابی فعالیت گروه جهادی در منطقه روانه این سفر شده بودم.
لندرور در مسیر صعب العبور گیر کرد. باد سردی به صورتم می خورد، پوستم را نیشگون می گرفت، در کتم می پیچید و ناخودآگاه می لرزیدم.
پیاده شدم تا سنگ بزرگی را از جلوی لاستیک ماشین جابه جا کنم. از چند متری کسی می آمد که یک ظرف پلاستیکی در دست داشت. باد سرد پوست صورتش و دور لب هایش را زخم کرده بود. دخترک روستایی برای آوردن آب می رفت.
همین که خواستم قدمی به جلو بگذارم و در پی دخترک برای کمک بدوم، ماشین مدل بالایی از کنارم گذشت و گردوخاک به چشم هایم پاشید. چند قدم آن طرف تر ترمز کرد و راننده آن پرسید: «جاده اصلی کجاست؟» هیچ نگفتم و فقط با اشاره مسیر را نشان دادم. جاده آن طرفی به ویلاهای ییلاقی می رسید و جاده این طرفی که خاکی و سنگلاخی بود به قلب روستایی پیوند می خورد. گویی یک شاخه به سمت تمنای عدالت می رفت و شاخه دیگری به سمت بی اعتنایی!

دوازده راهبرد کلان برای هدایت حرکت جهادی به قله های انقلاب
در تاریخ 89/06/30 رهبر معظم انقلاب در فرمایشاتشان تأکید داشتند که در عرصه فرهنگ کارهای مشابه و جزیره ای زیادی صورت می گیرد که با هم پیوند افقی منسجمی ندارند و لذا از تأثیرگذاری این برنامه ها کاسته می شود. ایشان فرمودند تمام مجموعه ها باید کارهای فرهنگی شان را تحت یک نقشه جامع ارائه دهند.
بعد از این فرمایشات روشنگرایانه 11 هزار نفر ساعت متخصصین، علما، نخبگان جهادی از بدنه جهادگران گردهم آمدند تا براساس منظومه فکری رهبری سرشاخه های سند راهبردی اردوهای جهادی را استخراج کنند. این تلاش هم اکنون به تدوین سند راهبردی حرکت های جهادی منجر شده است.
حجت الاسلام محمدعلی اخوان، مسئول حوزه مطالعات جهادی و مسئول شورای اندیشه ورز دفتر مطالعات راهبردی حرکت های جهادی با استناد به صحبت های مقام معظم رهبری توضیح می دهد: «خودسازی جهادی باید در بینش، گرایش و رفتار جهادگران نمود پیدا کند و این خودسازی رکن اصلی فرهنگ سازی برای ظهور امام زمان(عج) است.
خدمت رسانی اجتماعی نیز در دو بعد مادی و معنوی رخ خواهد داد. از یک منظر ما سازندگی دادیم و از منظر دیگر در بعد معنوی مردم با دیدن تلاش گروه جهادی به خودشان می آیند و فرهنگ کار و تلاش را گرفته به جوشش و خروش درخواهند آمد. به اصطلاح خودشان را باور کرده و یأس از آنها دور می شود.»
وی با بیان این که آقا فرموده اند این حرکت باید به قله های عالی انقلاب برسد و زمینه ساز آن تحول بزرگ جهانی برای ظهور آقا امام زمان(عج) باشد، شعارهای اصلی حرکت های جهادی را دو شعار زندگی جهادی، الگوی جهانی و حرکت جهادی کارگاه تمرین مدیریت جهانی عنوان کرده و می گوید: «سند راهبردی حرکت های جهادی کاملا تخصصی تدوین شده و در آن کارشناسانی حضور داشته اند که خود زمانی اسناد مجمع تشخیص مصلحت نظام را تدوین کرده بودند. از جمله حضرات آقایان مهدوی کنی و جوادی آملی را می توانم ذکر کنم. مهم ترین ویژگی های این سند یکی تبیین چهارچوب حرکت جهادی، دومی ویژگی های سرمایه های انسانی در قلب حرکت جهادی و در آخر ویژگی هر عرصه از عرصه های اجتماعی که موضوع فعالیت جهادی واقع می شوند است.
این سند با دوازده راهبرد و طی سه برنامه چهار ساله محقق خواهد شد.»

مسئول حوزه مطالعات جهادی ادامه می دهد: «خیلی ها می پندارند با تدوین سند راهبردی حرکت های جهادی همه چیز پایان یافته، همه کارها صورت گرفته و حالا با خیال راحت می توانیم به خانه برگردیم! اما این طور نیست. سند خودش در دل نقشه جامع قرار دارد و این نقطه انتهای کار نیست، بلکه آغاز کار ماست. سند در واقع تبیین نقطه مطلوبی است که می خواهیم در 1404 به این نقطه برسیم. نقطه آرمانی ما است، درست مثل چراغی که در انتهای جاده روشن شده باشد. کاش می شد پیش نویس های سند را به نمایش بگذاریم تا همگان متوجه می شدند یکدفعه به تدوین آن نرسیده ایم. باید دوستان جهادی متوجه تغییراتی باشند که مرحله به مرحله در ارکان پیش نویس ها رخ داده است.»
این کارشناس به ما اطمینان می دهد سند را طوری تنظیم کرده اند که کاملا اجرایی باشد و حالت فرمالیته اش را خط زده اند. از سوی دیگر خیلی از جوانان جهادگر وقتی چندین دوره در حرکت های جهادی شرکت می کنند، می پندارند که روی قله مدیریت و موفقیت نهایی ایستاده اند، در حالی که این طور نیست و سند چشم انداز چندین سال بعد را پیش چشممان ترسیم می کند، این گونه درمی یابیم که تا نقطه آرمانی فاصله داریم و باید منسجم تر و دوچندان تلاش کنیم.
وقتی نخبگان علمی زندگی مرفه را عارفانه خط می زنند

محمدحسین برکوک، دانشجوی هوافضای دانشگاه شریف تا به حال در بیش از 10 اردوی جهادی حضور داشته و یکی از فعال ترین هاست. وی می گوید: «اولین بار از دوران دانش آموزی همراهی با اردوهای جهادی را شروع کردم.
در دانشگاه نیز به جز سال اول در بقیه سال ها مسئولیت گروه را برعهده داشته ام. ما کم کم به این نتیجه رسیدیم که نام ها را بشکنیم و به یک اتحاد بین دانشگاهی برای رسیدن به اهدافمان در گروه جهادی دست پیدا کنیم. برای مثال گروه ما- السابقون- در حال حاضر متشکل از جهادگران چندین دانشگاه است و صرفاً هم کار ما در جبهه آموزشی است. بچه های نقاط دورافتاده و محروم را که دسترسی به امکانات آموزشی ندارند، برای ورود به دانشگاه آماده می کنیم.»
وی ادامه می دهد: «مدرسین ما در این گروه ها دانشجویان دوره فوق لیسانس و دکترا هستند به انضمام این که رتبه های برتر دانشگاهی و نخبگان علمی در این جرگه قرار می گیرند. امسال برای سومین بار دانش آموزان شش شهرستان راسک، سراوان، خاش، هیرمند، دهک و بنجار را گردهم در یک مدرسه شبانه روزی جمع کردیم و به آنها خدمات آموزشی ارائه دادیم.
برای مثال در گروه مان شخصی را داشتیم که مدال نقره کامپیوتر کشوری را به گردن داشت. این بچه ها 17 روز در منطقه با بچه های محروم این شهرستان ها کار آموزشی انجام دادند، بدون آن که ذره ای چشمداشت داشته باشند و همواره بر گمنامی شان تأکید داشتند.»
برکوک اشاره می کند که قرار است 5 دوره آموزشی 10 روزه دیگر در همین شهرستان ها برگزار شود، ضمن این که پشتیبانی آموزشی، ثبت نام در گزینه دو، ارسال منابع آموزشی و کمک آموزشی نیز جزو برنامه است. وی توضیح می دهد: «قرار است هر چند نفر دانش آموز را به یک معلم وصل کنیم تا در طول سال تلفنی بتوانند اشکالات درسی خود را حل کنند.»
این فعال حرکت های جهادی بر وجود یک رابط در هر دانشگاه تأکید کرده و می گوید: «در دانشگاه هایی که متحد شده اند باید یک رابط داشته باشیم تا به بسیج دانشجویی این دانشگاه ها پل ارتباطی زده و در مواقع لازم هر دانشگاه نخبه خود را در هر رشته به ما معرفی کند. مثلا ممکن است یک پزشک بتواند مدرس زیست شود. یک دانشجو در رشته های انسانی می تواند معلم عربی یا زبان خوبی باشد. به هر جهت اتحاد چندین دانشگاه در زمینه سازی برای تحقق هدف ما مؤثر خواهد بود.»
آفت های مهم حرکت های جهادی
برکوک آفت های مهم گروه های جهادی را برمی شمرد و می گوید: «عدم ارتباط سازمان یافته در بین گروه های جهادی یکی از چالش هاست. بعضاً دوستان در چند شاخه و عرصه فعالیت می کنند، به نظر بنده تخصصی کار کردن باعث قوت بخشی به نتایج می شود. برای مثال یک گروه را با گرایش اخلاقی و معنوی وارد منطقه کنیم، گروه دیگری را به مسائل بهداشتی اختصاص دهیم و گروه سوم آموزشی باشد. در هر گروه نیز نخبگان برخاسته از دانشگاه های مختلف حضور داشته باشند.
مشکل دیگر غریب بودن گروه ها در منطقه هدف است. برخی سازمان های بومی از زیر بار همکاری با گروه های جهادی شانه خالی می کنند. حتی می توانیم از حضور خیرین در تأمین هزینه رفت وبرگشت و امکانات گروه بهره مند شویم.»
این دانشجوی فعال اردوهای جهادی ضمن این که به حضور دانش آموزان و حرکت جهادی آنها اعتقاد دارد، ولی باورش این است که حرکت جهادی را نباید به سمت کارهای نمادین هدایت کنیم، بلکه باید از حرکت جهادی به ثمر رساندن پروژه های ماندگار را انتظار داشته باشیم. وی می گوید: «اگرچه رنگ زدن مدرسه هم لازم است ولی بیش از اینها را هم انتظار داریم. گروه های جهادی باید توجه داشته باشند که در مناطقی که اختلافات قومی، قبیله ای و مذهبی وجود دارد، جانب بی طرفی را رعایت کنند تا حضور گروه در منطقه مسئله ساز نشود.»
وی همچنان تأکید می کند که گروه های خاص با نام یک دانشگاه قابلیت های محدود دارند و باید 7، 8 دانشگاه در یک حرکت جهادی تخصصی وفاق داشته باشند تا توانمندی شان در تحقق اهداف به اوج برسد.

ثبت نام برای جهاد اکبر
یکی از فعالان اردوهای جهادی در وبلاگ خود با بیان خاطره ای از سفر اردوی جهادی چنین نوشته است:
الان دیگه 10شب است، تنم آش و لاش شده، تو دلم میگم آخه آب پرتقال ات نبود، مامان جونت نبود، اردو جهادی رفتن ات چی بود. اما وقتی یاد آن جوان هایی که تو جبهه چندین کیلومتر توی رمل پیاده روی می کردند تا به محل عملیات برسند، یا غواص های خط شکن که تو چله زمستون توی اروند می رفتند می افتم، از خودم خجالت می کشم که این قدر بی تحملم.
بالاخره نزدیک های صبح به روستای موردنظر می رسیم و از فردا هر کسی در گروهی که از قبل ثبت نام کرده می رود، عمران، آموزش، پژوهش، پزشکی تا آشپزخانه و...
چند روزی می روی تو آشپزخانه، از 5صبح باید بدوی تا 12شب. بعد هم فکر می کنی شق القمر کردی، آدمی که جوراب اش را در خانه نمی شوید باید از صبح دیگ بسابد و موقع دم کشیدن برنج، آب جوش برنج و بخار آب، رمق را از جانش بگیرد. اما خوشحالی، چون حداقل یک کاری در این 16-15 روز یادگرفتی.
یک روز تصمیم می گیری به گروه های دیگر سر بزنی، بچه های عمران، آنهایی که در تهران ژل سرشان ترک نمی شد، شده بودند یک پا عمله و امیدوار می شوی که اگر پشت کار داشته باشند، تا چند دوره اردوی جهادی دیگر بنا شده اند.
بچه های پزشکی و دندانپزشکی که از صبح تا غروب مردم را مداوا می کنند، اما مگر مریض ها تمام می شوند، مگر می شود همه کارهای عمرانی را انجام داد؟ تازه وقتی که طبق قرار هر سال همه بچه ها جمعه می روند پیک نیک، می فهمی که قضیه از چه قرار است!
شما یکی دو روز قبل می روید چند جا را شناسایی کنید برای پیک نیک بچه ها، اول می رویم دم یک سد. چه جای با حالی. اما نه چرا این قدر آب سد کم شده و تو این موضوع را از زمین هایی که ترک های عمیق خوردند و پر از اسکلت ماهی هاست، می فهمی. جلوتر می روی، وای چرا این همه ماهی تو آب مرده،... این جا است که شاکی می شوی و استاندار و فرماندار و مسئول جهاد کشاورزی و... را ردیف می کنی. آخر ما داریم جان می کنیم و آقایان چه کار می کنند؛ اصلا فلسفه اردوی جهادی برایت زیر سوال می رود. بعد منشوری که بچه برای خودشان نوشتند و به دیوار زدند را به یاد می آوری:
«1-همه بیشتر از من زحمت می کشند.
2-کاری که روی زمین مانده مال من است.
3-من به دنبال مصلحت نیستم، به دنبال عدالتم، به دنبال حق به هر قیمتی.
4-همه به گردن من حق دارند، ولو سلام و کمتر از آن.
5-درس می خوانم، تخصصم را در جهت نیاز اضافه می کنم تا مفیدتر باشم.
6-من خادم دوستان خدا، «فقرا» هستم.»
نگفته پیداست که اگر چه طرح در ظاهر جهادی است برای سازندگی فرهنگی- عمرانی دورافتاده ترین و محروم ترین بخش های کشور، اما بچه ها می روند تا زکات همه داشته هایشان را بدهند، زکات سلامتی، علم، رفاه، حضور در پایتخت و همه اینها بهانه ای است تا در جهاد اکبر پیروز شوند.
و وقتی از مسئول طرح می پرسی که بابا این کاری که ما می کنیم مقطعی و با دوام برای این روستایی ها نیست، جواب می دهد اولا هر کسی به اندازه خودش مسئولیت دارد، ثانیا باید دانشجویانی که در دانشگاه های تهران درس می خوانند، بیایند و از نزدیک وضعیت مردم را ببینند و فردا که به جایی رسیدند مردم را به حال خود نگذارند، اردوی جهادی بیشتر محل آزمون این دانشجوهاست تا کار جمعی، کار با مشقت را یاد بگیرند وگرنه ما هم می دانیم با 15 روز مداوای مریض های این ده و آن ده و چند تا کانال آب زدن... مشکل مردم حل نمی شود، تازه می فهمی خودت موضوعیت داری نه مردم روستا، یعنی اردو و دم و دستگاه و تشکیلات برای این است که تو بفهمی، باید حرکت کنی... «کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته».